مسافری از تاریکی

متن مرتبط با «در آغوش مرگ baharinbahar» در سایت مسافری از تاریکی نوشته شده است

درد

  • نیلوبلاگ

    قلبم درد می کند. ضعف شدیدی دارم. نمی توانم کاری بکنم. دست به کاری نمی رود. تمرکز ندارم. کاش می شد یک بار برای همیشه تصمیم می گرفتم برای مردن. اما حتی یک بار برای زندگی کردن هم تصمیمی نگرفتم. در خلایی هستم نه میان زندگی و نه میان مرگ. میان دو سیاهی، میان دو چیز تهی از حیات. نوشته شده توسط مسافر در دوشنبه یکم خرداد ۱۳۹۶ | ...

    ادامه مطلب
  • آغوش مرگ

  • نیلوبلاگ

    ای مرگ مرا صمیمانه در آغوش کش. مرا به جایگاه عدمم ببر. مرا به آسودگی بی خبری برسان. مرا از شر همه افکار و دردهای پنهان و پیدایم برهان. مرا طاقت تاب است....

    ادامه مطلب