بی محتوا - تاریخ: 1395/7/11 ساعت: 13:49
داشتم چیز می نوشتم. پاک کردم بس که ابلهانه و بی محتوا بود. کی از من بی محتوا رها میشوم؟
مسواک و مایع دستشویی - تاریخ: 1395/7/7 ساعت: 4:13
دیشب جای خمیر دندان داشتم مایع دستشویی میریختم رو مسواک. --- ولی خوب به موقع یادم افتاد که اون خمیردندان نیست. نریختمxa0 xa0 خوب میشم نه؟؟؟
دیوانه - تاریخ: 1395/7/7 ساعت: 4:13
داشت باهام چت می کرد در مورد لپتاپ جدید که تازه خریدیم.گیر داده بود به یک چیزی. اول فکر کردم داره شوخی می کنه. بعد دیدم نه جدیه. باز شروع کرده تهمت زدن. سرمو می خوام بکوبم رو دیوار. من حالم بهتر بود یکم دیروز و امروز. واییی الان دارم دیوونه میشم. نمی تونه ببینه حالم یکم خوبه. نمی تونه. نمیتونههههههه...
به بهانه پاییز - تاریخ: 1395/7/1 ساعت: 18:31
دوستی از پاییز و مهر نوشته است. بهانه ای شد تا من هم بنویسم ازین فصل عاشقانه های رنگارنگ. ازین مهر پر مهر.xa0من مرد پاییز و زاده یکی از روزهای اول مهرم. بهار من پاییز و شروع من مهر است. نمی دانم چه داستانی است که هرسال پیش از زادروزم هربار آشفته میشوم گویا آماده انقلابی در خودم که مژده بهتر شدنم را ...
چه نامم این پست بی محتوا را - تاریخ: 1395/6/31 ساعت: 20:21
متلک ها و تکه هایش برایم عادی شده است. خیلی را بی پاسخ می گذارم. عذاب می کشم ولی از جنگی بیهوده جلوگیری کرده ام.
حس مردن - تاریخ: 1395/6/30 ساعت: 4:57
دیروز حس مردن داشتم. فقط می خواستم نباشم. می خواستم چشمانم را ببندم و عدم را در آغوش کشم و زندگی را به سخره بگیرم.
صدایم فریاد می خواهد و چشمانم اشک - تاریخ: 1395/6/24 ساعت: 18:27
در من دو من وجود دارد. یکی سرسخت و لجوج که با من می جنگد و نمی گذارد فریاد کنم، گریه کنم و دیگری منی که آرزویش یافتن کوهی است تا تنهایی اش را فریاد کند و بارانی که زیرش گریه کند. از همین رو است که هربار تنهایم و میخواهم گریه کنم از این همه درد و رنج ناپایان آن من خودخواه به جنگ می آید و جلوی اشک های...
خمیازه - تاریخ: 1395/6/19 ساعت: 14:17
متنفرم ازینکه همیشه موقعی که خمیازه می کشد حتما باید حرف بزند. من متنفرم ولی او حالیش نیست.
عشق، ازدواج - تاریخ: 1395/6/19 ساعت: 14:17
عشق یک ایده آل است و ازدواج یک واقعیت. مغلطه بین ایده و واقعیت چیزی جز عذاب در بر نخواهد داشت. ----- گوته
فیلسوف - تاریخ: 1395/6/19 ساعت: 14:17
سقراط می گوید: ازدواج کنید،اگر زن خوبی نصیبتان شد خوشبخت میشوید و اگر زن بدی نصیبتان شد فیلسوف میشوید. -- فکر می کنم باید بیشتر کتاب های فلسفه بخونم.
تمایل - تاریخ: 1395/6/19 ساعت: 14:17
این آخری ها خودش هم فهمیده است تمایل جنسی به او ندارم. از او اصرار که چنین است ولی از من همچنان انکار که چنین نیست.
عشق - تاریخ: 1395/6/19 ساعت: 14:17
عشق چیست؟ شاید ندیدن غیر از اوست. شاید همه را او دیدن است. شاید سر بر شانه اش گذاشتن و ساعت ها گریستن است. شاید خنده مستانه از سر شوق دیدارش. شاید انتظار دیدار و دلتنگی لحظه خداحافظی. شاید تا صبح بیداری از فکر او. شاید تکرار هزاران بار موسیقی دلخواه او. شاید شرم نگاه اولین بوسه بر پیشانی او. شاید آن...
متنفرم - تاریخ: 1395/6/19 ساعت: 14:17
از زمین و زمان متنفرم. xa0از همه متنفرم. از خودم متنفرم. از او متنفرم. از آن او هم متنفرم. متنفرم از همه چیز xa0 امروز برای آن او هم در فیسبوک پیغام فرستادم و یادآوری کردم که چقدر ازش متنفرم و حالم از او به هم می خورد. یادم نمی رود روزی که بی هیچ دلیلی بعد از ماه ها به من پیغام داده بود که از من متن...
ابراز - تاریخ: 1395/6/19 ساعت: 14:17
همه به یک اندازه از همه چیز متنفرند اما هرکس روش خود را برای ابرازش دارد.
توهم - تاریخ: 1395/6/19 ساعت: 14:17
دوباره دیروز عصر حرفممون شد. گفتم بیا جدا شیم. در جواب میگه که با خیال راحت بری با اونا لاس بزنی. باز هم توهم. اوایل می گفت چرا گوشیت قفله (گوشی خودش همیشه قفله). من چند سال دیگه برای گوشیم رمز نذاشتم حالا اتهام جدیدش اینه که پاک می کنی. موندم چه کنم