دیوانه

خرید بک لینک
داشت باهام چت می کرد در مورد لپتاپ جدید که تازه خریدیم.گیر داده بود به یک چیزی. اول فکر کردم داره شوخی می کنه. بعد دیدم نه جدیه. باز شروع کرده تهمت زدن. سرمو می خوام بکوبم رو دیوار. من حالم بهتر بود یکم دیروز و امروز. واییی الان دارم دیوونه میشم. نمی تونه ببینه حالم یکم خوبه. نمی تونه. نمیتونههههههه.

---------

پ.ن: سخته انتقال حس تو نوشته. ولی خون داره خونمو می خوره.

مسافری از تاریکی...

ما را در سایت مسافری از تاریکی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 8 تاريخ: چهارشنبه 7 مهر 1395 ساعت: 4:13

صفحه بندی