دیگه نمی تونم زندگی رو تحمل کنم. این چند روزه همه چی به نظر آرومه. بحث زیادی پیش نمیاد اما من از همیشه دورترم. هیچ وقت در همه این سالها این احساس رو نداشتم. حس نفرت داره کم کم به بی تفاوتی و به بی حسی تبدیل میشه. فکر می کنم خوبه. چون حس نفرت و عشق نزدیکه همن. من دارم بی تفاوت میشم و خوشحالم چون حالا می تونم به جدا شدن فکر کنم. شاید چند ماه دیگه اومدم و خبر جدا شدنم رو دادم. وضعیت روحیم دوباره کاملا بی دلیل خرابه خیلی هم خرابه و نمی تونم تمرکز کنم. آینده ای پر از هیاهو در پیش دارم.
ما را در سایت مسافری از تاریکی دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 1